حالا پیمان به اعدام محکوم شده و زینب مشت مشت قرص می خورد…

وقتی از سلول انفرادی به سلول جمعی منتقل شدم، فقط پرستو و حوری خانم مانده بودند از بین 5-6 نفری که تا چند روز قبلش در آن سلول بودند. زینب، یکی از تازه آزاد شده های آن سلول بود که کلی ارث و میراث به جا گذاشته بود. حوری خانم، قدیمی ترین زندانی آن سلول می گفت وقتی می خواستند پیمان (امیر رضا عارفی)، شوهر زینب را بگیرند، زینب، فقط و فقط به خاطر عشقی که به پیمان داشت، به دست و پای مامورها آویخته بود و آورده بودنش زندان: چهارماه، در 209 مانده بود، فقط و فقط به خاطر عشق. زینب آرایشگری بلد بوده، یک زن ساده کاملا غیرسیاسی. غیرسیاسی بودنش را می شد از میراثش فهمید: به خواهش او بازجو برایش یک عالم مجله خانه و خانواده و سرگرمی و جدول آورده بود و منی که زینب را هیچوقت ندیدم، خوشحال بودم که بعضی از جدولها را حل نکرده و گذاشته برای ما. زیبب، شوفاژی را که کنارش می خوابید، با آلومینیومهای قوطی های ماست تزیین کرده بود و روی همان شوفاژ، تقویمی درست کرده بود که نشان می داد کدام روزها خوشحال بوده، کدام روزها، غمگین، چه روزهایی با خانواده اش ملاقات کرده و چه روزهای کمیابی، توانسته پیمان را که در بند مردان 209 زندانی بود، ببیند، در آغوش بگیرد، بگرید و بخندد. زینب، 5 روز قبل از انتقال من به آن سلول جمعی، با وثیقه آزاد شده بود، امیدوار که پیمان هم به زودی آزاد می شود. حالا بعد از 7 ماه از آزادی، زینب خبر صدور حکم اعدام برای پیمان را شنیده است: مردی که فقط و فقط به عشق خارج رفتن، با یکی از تلویزیونهای ماهواره ای تماس می گیرد و حالا، به اتهام ارتباط با انجمن پادشاهی، بمب گذاری و محاربه، به اعدام محکوم شده است. مطلب محمد مصطفایی، وکیل پیمان را که خواندم، برگشتم به تقویم زینب، روی شوفاژ سلول: بالای تقویم، زینب با آلومینیوم در ماست نوشته بود: زینب، کنارش: پیمان و این دو اسم را با قلب آلومینیومی به هم وصل کرده بود. حالا پیمان به اعدام محکوم شده و زینب، مشت مشت قرص می خورد…

دویچه وله: صدور حکم اعدام برای امیررضا عارفی

  1. #1 توسط h در فوریه 18, 2010 - 2:19 ب.ظ.

    مرسی از مطلب , خوبتون

    به بلاگ من سری بزنید مهمه

    وی پی ان امنترین و بهترین روش برای رفع کامل فیلترینگ
    کاملا رایگان

    http://freevpn1.mihanblog.com/

    زنده باد آزادی

  2. #2 توسط انسان سکولار در مه 14, 2010 - 7:07 ب.ظ.

    ببینم آیا یک شخص عادی هم میتواند از یک وکیل به اتهام تشویش اذهان عمومی شکایت کند؟

  3. #3 توسط بهزاد رها در ژوئیه 18, 2010 - 10:03 ب.ظ.

    حیف دو روز بیشتر با پیمان نبودم
    فول آرشیو ترانه ها بود . تمام ترانه ها رو از بر بود کافی بود که ما چند کلمه از یه ترانه یا ریتم یه ترانه رو واسش بگیم تا کاملش رو برامون بخونه. ولی بعد از جریان روز قدس ما رو از هم جدا کردن. همش به خاطر یه کوچولو آواز خوندن تو هواخوری(همون پشت بوم)

  4. #4 توسط خبر و عکس کشته شدن همسر و مادر پیمان عارفی در دسامبر 19, 2013 - 4:23 ق.ظ.

    خبر و عکس کشته شدن همسر و مادر پیمان عارفی

    http://www.irangreenvoice.com/article/2013/dec/18/40076

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: