دو خبری که روزم را آفتابی کرد

امروز صبح، وقتی داشتم اخبار و ای میلها را می خواندم، دو خبر باعث شد که تمام روزم آفتابی شود.

اولی، دیدار مادران عزادار تهران و رشت با خانواده شهید مسعود هاشم زاده بود که در جریان راهپیمایی 25 خرداد تیر خورده بود. در این دیدار، خانواده هایی که عزیزان شان در سی و یک سال اخیر به جرم اعتقاداتشان اعدام ، مفقود و یا زندانی  شده و یا در اعتراضات چند ماهه اخیر آسیب دیده بودند، بر سر مزار شهید سرود «مرغ سحر» و «از خون جوانان وطن» خوانده اند و در عین حال، «با تاکید برضرورت حذف مرزبندی های جعلی میان کشته شدگان عقیدتی، بر اهمیت بررسی ابعاد این قبیل فجایع و افشا و محاکمه عادلانه عاملان و آمران مرگ هزاران بیگناه ، تاکید کردند.»

اصل مطلب و عکسها را در وبلاگ مادران عزادار که نمی دانم چرا برای هر مطلب لینک مستقل ندارد، ببینید:

http://maadaraan.tk/

خبر دوم، گزارش مربوط به «بازداشت زنان هوادار تیم فوتبال تراکتورسازی در جریان بازی این تیم با پرسپولیس تهران» بود. درست است که بازداشت، خبر بسیار بدی است اما آنچه برای من نوید بخش و امیدافزا بود این بود که زنان تبریز، قانون جداسازی جنسیتی حاکم بر ورزشگاه ها را شکسته اند و حاضر شده اند برایش هزینه زندان رفتن را هم بدهند.

بعد از خواندن خبر مربوط به برگزاری نمایشگاه عکس «آپارتاید مردانه» در دانشگاه تبریز و این خبرها، به نظر می رسد که جنبش زنان در شهرستانها، حداقل در تبریز و رشت، فعال تر و به مراتب پیشروتر از تهران به راه خود ادامه می دهد. شاید این بار، این زنان شجاع باعث شوند، تک صدایی و مرکز محوری حاکم بر جریانات مختلف جنبش زنان شکسته شود و این، دیگر زنان پایتخت نشین نباشند که تصویر و توصیف و تحلیل خود را از فعالیتهای شان، به نام همه جنبش زنان ایران عرضه کنند. به نظرم، بر همه مایی که دلسوز جنبش زنان هستیم، این یک وظیفه است که تا جایی که می توانیم کاری کنیم که صداهای متنوع زنان شهرهای مختلف، بیشتر به گوش برسد و تصویر و تحلیل واقعی تری از جنبش زنان، ارائه شود. تکثیر این اخبار، حداقل همانقدر که اخبار مربوط به زنان پایتخت نشین را تکثیر و بازانتشار می کنیم، حداقل کاری است که می شود برای شکستن هژمونی حاکم بر گفتارها و کنشهای جنبش زنان انجام داد.

مرتبط:

کمپین دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاه ها

تاریخچه تلاشهای زنان برای ورود به استادیومهای فوتبال (اطلاعات بعد از سال 85 را ندارد، ولی بررسی تاریخی دقیقی است که نسرین افضلی مستندش کرده است)

,

  1. #1 توسط خلیل در آوریل 22, 2010 - 6:50 ق.ظ.

    سلام، حمام آفتاب نوش جانتان، اما بد نیست کاری کنید که زنان در دیگر شهرستان ها هم از این اخبار بیشتر باخبر شوند. با سپاس

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: