روزانه های حجاب- 12

اخبار

مجریان نمایش مدل مو از وزارت ارشاد مجوز نداشتند

دادستان کل کشور: مجازات بدحجابی و بد پوششی در قانون/ جدول جریمه لاک و مانتو کذب است

گزارش اکسپرس از رویکردهای جمهوری اسلامی:
تشدید محدودیت ها بر پوشش زنان

سوريه پوشيدن برقع در دانشگاه ‌ها را ممنوع كرد

از وبلاگها

اگر دختر داشتید…اگر همسایه تان پسر داره…
درباره مواجه شدن یک زن مذهبی بدون حجاب با یک پسر کلاس دوم راهنمایی

حجاب كودكان يا كودك آزاري ؟

مصونیت یا محدودیت؛ ایمان خردمند

مقالات

یک مقاله خوب در واشنگتن پست درباره مصوبه پارلمان فرانسه برای ممنوع کردن نقاب
From liberals and feminists, unsettling silence on rending the Muslim veil

مرز دخالت حکومت ها در پوشش و ظاهر شهروندان کجاست؟
نظرسنجی بی بی سی برای پخش در برنامه نوبت شما

چادری ها، مانتویی ها؛ گلسا ایمانی
چادری ها و مانتویی ها را به انواع مختلف تقسیم کرده است!

ویدئو
بخشی از سخنرانی حجت الاسلام نقویان درباره لزوم عوض کردن مسیر وقتی دخترهای ول در خیابان هستند!

برخورد گشت ارشاد با دختری در خیابان

  1. #1 توسط Saïna در ژوئیه 21, 2010 - 8:27 ب.ظ.

    ایران و اولویتهای فرهنگی
    کامنتی درباره ی حجم بیش از حد خبر و نظر و طرح و برنامه های موجود درباره ی حجاب در «روزانه های حجاب» گذاشته بودم که در آن به طور لحظه ای این گستردگی بمباران خبری و تبلیغاتی در جهت فرهنگ سازی و نهادینه سازی حجاب و در ضمن انتقادهای وارد به آن را با تبلیغات «خوردن 5 میوه و سبزی در روز»، در فرانسه مقایسه کرده بودم. بعد که بیشتر به این مقایسه فکر کردم، شباهتها برایم بیشتر و بیشتر شد. آمار رو به افزایش چاقی کودکان فرانسوی انگیزه ی اصلی این همه آموزش است. می ترسند مورد «تهاجم فرهنگ غذاخوردن آمریکایی» قرار بگیرند و از این رو همه ی ابزارها و روشهای ممکن را برای مبارزه به کار گرفته اند : تبلیغ روی در و دیوار، پیام های آموزشی بین آگهی های بازرگانی قبل از کارتونها و همچنین داخل بسته بندی مواد خوراکی و اسباب بازی تا کارگاههای آموزشی «دوباره یاد گرفتن خوردن» توسط مربی ها و معلم ها در مهد کودک و مدرسه. البته هدف فقط کوچولوها نیستند هر چند تمرکز روی آنهاست. از سویی هم انتقادها از شیوه های فرهنگ سازی : اینکه کودک طوطی وار تکرار کند 5 میوه و سبزی در روز، کافی نیست. برخی از آموزشها سطحی است. 5 میوه و سبزی، ولی چه ترکیبی رسیدن همه ی ویتامین ها را به بدن تضمین می کند؟ آیا سبزیجات یخ زده و کنسرو هم قبول است؟ چه راهکارهایی برای خوراندن سبزهای بی مزه یا بد مزه وجود دارد؟ عده ای هم می گویند تبلیغات کافی نیست و باید به بچه هایی که عاشق کوکا و کولا و همبرگر و کادوها و سالن بازی مک دونالد هستند، معادل جذاب تری ارایه داد. باید افزود که میوه ها، میوه های فصل و منطقه باشند که کیلومترها راه را با هواپیما طی نکرده باشند تا به محیط زیست آسیب کمتری برسد و … خلاصه مثل قضیه ی حجاب در ایران، کلی طرح و برنامه و کلی هم انتقاد از کارایی این طرح ها.
    حالا ما شکرخدا از این مشکلات که نداریم، کلی هزینه و وقت صرف مساله ی حجاب می کنیم. سر مساله ای که نه حیاتی است ( باعث مرگ نمی شود، اگر زلزله را در نظر نگیریم) و نه سر اجبار و اختیارش توافق داریم. توافق نه بین ملت و قدرت، که حتا بین قدرت و قدرت هم اجماعی در کار نیست. با این حال وقت و انرژی و پول که داریم، پلیس و مامور و معلم و روحانی بسیج می کنیم که نهادینه اش کنیم. آخرش هم هیچ چیزی تغییر نمی کند. مگر از این هزینه ها و برنامه ها و بگیر بگیرها در این سی و یک سال کم بوده؟ البته چرا یک چیزی تغییر می کند : نفرت و اجبار بالاخره یک ارتباطی با هم دارند. یکی از دوستان فرانسوی ام که مخالف روبنده بود، در عین حال مخالف ممنوعیت قانونی اش بود با این استدلال که بزرگترین خدمت به اشاعه ی آن، ممنوع کردن آن است. در ایران هم این همه نفرت بی جحابها ناشی از عدم اختیار است. اما ترس با حجابها از چیست؟ چرا از فکر آزادی و حق انتخاب وحشت برشان می دارد؟ مگر تجربه ی سی و یک ساله ثابت کرده که تجاوز و آزار جنسی در جامعه ای که دختران با حجابند، کمتر است؟ و یا برعکس، آیا جداسازی و تفکیک جنسیتی و حجاب اجباری باعث نمی شود حساسیتها نسبت به جنس مخالف بیشتر شود؟ و چون راهی برای شناخت و برخورد متعارف نیست، تمایلهای طبیعی به رفتارهایی ناهنجار مثل متلک گفتن، در تاکسی و دست کشیدن به اندام خانمها در خیابان منجر شود؟ چرا در ایران «مزاحمان نوامیس»، «فیلم های استخر و مهمانی و اتاق پروف» رو به افزایشند؟ چرا در اروپا کسی » مزاحم» نمی شود؟ چرا در حالی که حجاب نداری، احساس امنیت می کنی ولی در ایران اگر چادر هم داشته باشی باز امنیتت تضمین نیست؟ مگر در جوامع اسلامی دیگر باحجاب و بی حجاب بدون نفرت و زیر سوال بردن یکدیگر همزیستی نمی کنند؟ باحجابهای ایران، اگر به داشتن فرهنگی اسلامی برتر و غنی خود ایمان دارند، چرا اینقدر از گمراه شدن دخترانشان می ترسند؟ مگر اسلام آنها را به همه ی ابزارهای تربیتی مجهز نکرده است؟ از چه بیم دارند که آن همه تعلیم و تربیت عمیق که سالها فرزندشان در خانواده با آن رشد کرده، در برابر فرهنگ «سطحی غرب» و دیدن چند «بدحجاب غرب زده» در خیابان در یک لحظه بر باد برود که آنقدر دست بوس نیروهای انتظامی شده اند؟ اصلا مگر هر کس موافق حجاب نبود، شایسته ی مسلمانی نیست و هدفش عشوه گری و از راه به در بردن دیگران است؟ من دوستان عرب مسلمان بسیاری دارم که با برداشت های متفاوت از اسلام به پوشش و شیوه ی غذا خوردن همدیگر احترام می گذارند. برخی روسری دارند، برخی نه، برخی هیچ وقت دامن یا شلوارک نمی پوشند، برخی تاپ و شلوارک کوتاه می پوشند. دین هر کدامشان را بپرسی می گویند مسلمان. حکایت موسا و شبان که یادمان هست. چرا به جای اینکه مسوول خودمان باشیم، اینقدر نگران آخر وعاقبت دیگرانیم؟ آن هم به اجبار

  2. #2 توسط Saïna در ژوئیه 21, 2010 - 8:34 ب.ظ.

    در آخر چند موضوع مهم و حیاتی که هر روز و هر لحظه در ایران، بیشتر از هر جای دیگری در دنیا قربانی می گیرد و فرهنگ دو هزار چند ساله مان به اضافه ی فرهنگ دینی مان هیچ به داد قربانیانمان نمی رسد، چرا که هیچ وقت حاضر نشده ایم تغییرات فرهنگی را از جایی آغاز کنیم که حیاتی است و همه توافق داریم قربانی دیگر بس است :

    ایران در ردیف اول حوادث مرگبار جاده ای جهان قرار دارد. سالانه حدود۸۰۰ هزار تصادف در ایران روی می دهد. تعداد تلفات حوادث رانندگی در ایران، سالانه حدود ۲۳ هزار نفر اعلام شده است. جاده های ایران بیش از جنگ عراق و افغانستان کشته می گیرند. هر ساعت سه ایرانی در حوادث رانندگی می میرند :
    http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/07/100705_l44_road_accident_iran.shtml

    معاون دانشگاه علوم پزشکی مازندران با اشاره به اینکه قربانیان مواد مخدر در ایران رو به فزونی هستند، اظهار داشت: هم اکنون هر دو ساعت یک فرد معتاد در ایران می میرد. سالانه چهار هزار و 320 نفر بر اثر سوء مصرف مواد مخدر در ایران جان خود را از دست می دهند. در حالی که ستاد مبارزه با مواد مخدر تعداد معتادان کشور را کمتر از دو میلیون نفر می داند اما بر اساس آخرین آمار اعلام شده از سوی وزارت بهداشت سه میلیون و 700 هزار مصرف کننده تفننی مواد مخدر در کشور داریم که از این تعداد یک میلیون و 200 هزار نفر مصرف کننده دائم مواد مخدر بوده و 250 هزار نفر نیز معتاد تزریقی هستند. برخلاف تصور عمومی در سال های اخیر، سن شروع مصرف هروئین در کشور بالا رفته :
    http://www.drugfreeland.com/Persian/news.php?extend.12

    تعدادي از مشكلات مربوط به تغذيه ايراني‌ها به اين شرح است :
    ايراني‌ها نسبتاً پرخور هستند و اغلب اين غذاهاي مصرفي فاقد ارزش غذايي لازمه است. در حالي كه نه تنها در جنوب شرق آسيا، بلكه در اغلب كشورها، غذاي مردم كم‌حجم ولي تعداد دفعات آن بيشتر است..
    عدم توجه به ارزش مواد غذايي. در رژيم غذايي ما ايراني‌ها خوردن ماهي و سبزي تازه جايگاهي ندارد در حالي كه در جنوب شرق آسيا غذاهاي دريايي جزو غذاهاي اصلي محسوب مي‌شود. همين رژيم غذايي باعث شده است كه ميانگين قد مردم كشورهاي جنوب و شرق آسيا و حتي چين در چند نسل اخير به ميزان قابل توجهي رشد كند. تأمين فسفر مغز كه جاي خود دارد. به اعتقاد كارشناسان تغذيه بايد تغييراتي بنيادين در رژيم غذايي ما به خصوص در سنين رشد صورت گيرد. حتي شايد ريشه بسياري از بيماري‌هاي رايج مانند انواع سرطان، ناباروري بين زنان و مردان، سوء‌هاضمه و… هم به نوعي مربوط به شيوه‌هاي پخت و غذاهاي فريز باشد :
    http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=5131

    آلودگی هوا موجب شده تهران که در زمره یکی از 15 شهر بزرگ جهان قرار دارد از نظر استانداردهای شهرنشینی و کیفیت زندگی سالم برای ساکنان آن عملا در انتهای جداول جهانی قرار بگیرد :
    http://www.hccmr.com/news-402.aspx

    فرهنگ اهداي عضو وجود ندارد :
    جام جم آنلاين: عضو جمعيت حمايت از پيوند اعضا در ايران گفت: سالانه حدود 6 هزار نفر در كشور دچار مرگ مغزي مي‌شوند، اما به علت نبود فرهنگ اهداي عضو فقط اعضاي حدود 200 نفر آنها اهدا مي‌شود و به علت گران بودن داروهاي بعد از پيوند اين افراد فقط به كمك نيكوكاران مي‌توانند به زندگي خود ادامه دهند :
    http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100876221819

  3. #3 توسط Saïna در ژوئیه 23, 2010 - 11:22 ق.ظ.

    Why Iran banned the mullet
    http://www.pri.org/politics-society/government/why-iran-banned-
    the-mullet2080.html

  4. #4 توسط niki در ژوئیه 23, 2010 - 3:58 ب.ظ.

    سلام خانم صدر
    من این پیغام رو در واقع به خانم عبادی میخوام بدم.اما نمیدونم چه جور میشه با ایشون که برنده جایزه نوبل هستند تماس گرفت.برای همین از شما صمیمانه خواهش میکنم در صورتی که به ایشون دسترسی دارید پیغام من رو به ایشون بدید.
    من در اخبار خوندم که قراره اسم میدانی در ایتالیا در راستای فعالیتهای خانم عبادیبه نام میدان زنان تهران نامگذاری بشه.اگه این خبر درست باشه من به شدت به این جریان اعتراض دارم و این اعتراض رو پیگیری میکنم.چرا زنان تهران و نه زنان ایران؟این جریان تهرانی بودن و شهرستانی بودن به فعالیتهای حقوق بشری هم کشیده شد؟بنده تا به حال فکر میکردم بین مجلسهای خاله زنکی و یا تیریپ اومدن جوونها از تهرانی و شهرستانی استفاده میکنند.زنان شهرستانی اگر بیشتر از زنان تهرانی از قوانین غیر انسانی رنج نبرده باشند ،بی شک کمتر هم نبردند.امیدوارم خانم عبادی این مسئله رو مد نظر قرار بدند و اشتباهشون اصلاح کنند .

  5. #5 توسط Saïna در ژوئیه 26, 2010 - 11:37 ق.ظ.

    اگر به خانه‌ ام آمدی
    برایم مداد بیاور مداد سیاه
    می‌خواهم روی چهره‌ام خط بکشم
    تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم …
    یک کپی از هویتم را هم می‌خواهم
    برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد،
    فحش و تحقیر تقدیمم می‌کنند،
    به یاد بیاورم که کیستم!
    http://behnoud-blog.blogspot.com/

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: