نامه سرگشاده به وزیر امور خارجه هلند: ابتکار عمل را برای وضع تحریمهای حقوق بشری به دست بگیرید!

آنچه می خوانید، نامه ای است که به نمایندگی از سازمان «عدالت برای ایران» برای «یوری روزنتال»، وزیر خارجه هلند نوشته ام. در این نامه، ضمن اشاره به اعدام زهرا بهرامی، شهروند ایرانی-هلندی، باز هم بر لزوم اقدامات موثرتر از نوشتن نامه و صدور بیانیه برای جلوگیری از نقض حقوق بشر در ایران است. راه حلی که ما ماههاست در هر نشست و مناسبتی پیشنهاد کرده ایم، وضع تحریمهای حقوق بشری علیه کسانی است که در نقض وسیع حقوق بشر در ایران دست داشته اند. این تحریمها شامل ممنوعیت ورود این مقامات، بستن حسابهای بانکی آنها و توقیف کلیه دارایی هایشان در اروپا می شود.

اینجا و اینجا و اینجا هم در اینباره گفته ایم و نوشته ایم. این هم نسخه انگلیسی نامه ای که متن فارسی اش را در زیر می خوانید:

آقای روزنتال، وزیر خارجه محترم هلند

مطمئنیم که اعدام غیرمنتظره زهرا بهرامی، شهروند ایرانی-هلندی، شما را هم مثل همه ما، متاثر کرده است. زهرا بهرامی که به دلیل شرکت در تظاهرات معترضان در عاشورای سال 88 دستگیر شده بود، پس از ماهها بازداشت، به محاربه و نگهداری و قاچاق مواد مخدر متهم شد. دادگاه انقلاب در تهران او را به اتهام نگه داری و حمل مواد مخدر به اعدام محکوم کرد اما به اتهامات سیاسی وی هیچگاه رسیدگی نشد. این زن ایرانی الاصل تبعه هلند، که در دادگاه گفته بود اقرار وی به داشتن مواد مخدر تحت فشار بازجویی ها و زندان انفرادی بوده است، شنبه 29 ژانویه، در زندان اوین تهران به دار آویخته شد. جمهوری اسلامی ایران نه تنها به تعهدات بین المللی خود وقعی نمی نهد بلکه حتی قوانین داخلی خود را که مقرر می دارد در صورتی که فردی به طور همزمان به دو جرم متفاوت متهم شده باشد، حتی اگر در یکی از آنها به اعدام محکوم شده باشد، اجرای این حکم تا مشخص شدن تکلیف اتهام دیگر به حالت تعلیق در خواهد آمد، اجرا نمی کند. در واقع، قتل زهرا بهرامی، در حالی که هنوز به اتهامات امنیتی او به عنوان یکی از تظاهر کنندگان مخالف دولت رسیدگی نشده بود، پیامهای زیادی برای همه ما در بر داشت که مهمترین آنها این بود که در حوزه نقض حقوق بشر، هر چیزی در جمهوری اسلامی ایران ممکن است.

در چنین شرایطی به نظر می رسد دیپلماسی تاکنونی کشورهای اروپایی در تلاش برای وادار کردن دولت ایران برای احترام به موازین حقوق بشر، نتیجه ای در بر نداشته است. ما می دانیم که اعضای اتحادیه اروپا، چه به طور جمعی و چه جداگانه، از جمله دولت هلند، همواره و به خصوص پس از انتخابات ریاست جمهوری 1388 (2009) بارها در چارچوب بیانیه ها و نامه های علنی، نگرانی خود را از وضعیت حقوق بشر در ایران اعلام داشته اند. همچنین ما می دانیم که سفرای اروپایی در تهران بارها تلاش کرده اند تا از طریق مذاکرات غیر علنی با دولت ایران، به بهبود وضعیت حقوق بشر کمک کنند. در عین حال ماههاست که بحث اتخاذ تحریم های حقوق بشری از قبیل ممنوعیت ورود و توقیف دارایی های ناقضان ایرانی حقوق بشر، مانند آنچه اخیرا توسط رییس جمهور ایالات متحده علیه 8 نفر از مقامات ایران اتخاذ شد، در سطح اتحادیه اروپا مطرح است. با این همه، امید واهی دولتهای اروپایی به نتیجه بخش بودن دیپلماسی سکوت و مذاکره و نگرانی انان نسبت به اینکه اگر سیاستهای شدیدتری در پیش بگیرند، دولت ایران درهای مذاکره در زمینه حقوق بشر را به روی آنها ببندد، تاکنون مانع اتخاذ چنین تحریمهای هوشمندی شده است.

مجموعه وقایع یک سال گذشته، به خصوص روند رو به افزایش اعدام زندانیان سیاسی در ایران که آخرین آنها، زهرا بهرامی بود به روشنی نشان می دهد که دولت ایران نه تنها به مذاکرات پشت پرده بلکه حتی به شدید اللحن ترین بیانیه ها توجهی ندارد. این موضوع، ضرورت اتخاذ اقداماتی جدی تر و موثرتر را برای جلوگیری از نقض حقوق بشر در ایران آشکار می کند. با اینکه دولت هلند اعلام کرده که کلیه ارتباطات خود با دولت ایران را به حالت تعلیق در می آورد، اما این اقدام بدون پیگیری مجدانه پرونده اعدام زهرا بهرامی از طریق تمامی مکانیزمهای سیاسی و حقوقی موجود در سطح اتحادیه اروپا و نیز در سطح سازمان ملل کافی نیست. حداقل اینکه کلیه آمران و عاملان اعدام زهرا بهرامی، که همگی در موارد متعدد دیگر نقض حقوق بشر نیز دست داشته اند، باید عقوبت عمل خود را همین امروز مشاهده کنند.

آقای وزیر،

شما دو ماه پیش، در دسامبر 2010، در مراسم جایزه لاله مدافعان حقوق بشر، خطاب به من گفتید: «در حال حاضر ما در حال مشغول وادار کردن اتحادیه اروپا برای اینکه مانند ایالات متحده، ناقضان حقوق بشر در ایران را به کشورهای اروپایی ممنوع الورود کند هستیم و هر روز، همکاران بیشتری در اتحادیه اروپا از این اقدام حمایت می کنند. »  به نظر می رسد زمان آن فرا رسیده است که دولت هلند، به نمایندگی از خانواده تبعه خود، زهرا بهرامی و نیز در دفاع از حقوق همه قربانیان نقض حقوق بشر در ایران، ابتکار عمل را برای اینکه اتحادیه اروپا، هر چه سریعتر و در گستره ای هر چه وسیع تر، تحریمهای موثری علیه مقاماتی که در نقض گسترده و شدید حقوق بشر در ایران دست داشته اند اتخاذ کند را برعهده بگیرد. مطمئن باشید در این راه، نه تنها سازمان «عدالت برای ایران»، که تمامی جامعه مدنی ایرانی مدافع حقوق بشر در شناسایی این افراد، جمع آوری اسناد و مدارک و شهادت علیه آنان و نیز پیگیری در پیشبرد این روند از شما حمایت خواهد کرد.

با تقدیم احترام

شادی صدر

مدیر سازمان عدالت برای ایران

13 بهمن 1389

رونوشت به: مقامات هلند و اتحادیه اروپا، سازمانهای حقوق بشری و رسانه ها

  1. #1 توسط بهنام در فوریه 5, 2011 - 5:21 ق.ظ.

    سلام. به نظر بنده تعامل با نهادهای علمی و آکادمیک یا سازمانهای عدالتخواه غیر دولتی اروپایی و آمریکایی اشکالی ندارد ولی تعامل با نهادهای دولتی ناعادلانه است. برای این دولت ها حقوق بشر عمدتا وسیله است برای رسیدن به اهداف سیاسی. و وقتی میگم «اهداف سیاسی» منظورم اجرای عدالت یا برقراری مردمسالاری نیست بلکه همسویی ایران با سیاستهایشان در قبال اسراییل و لبنان و سلطه سیاسی اروپا و آمریکا در خاور میانه هست به عبارت دیگر اهداف ژئو پولیتیک.

    اگر این کشورها اهداف انساندوستانه داشتند آنوقت اینطور نبود که سالانه بیش از یک ملیارد دولار به دولت حسنی مبارک کمک بلا عوض کنند و به دولتش گاز اشک آور و تچهیزات ضد شورشی بدهند یعنی دولتی که واقعا روی ایران را در سرکوب جامعه مدنی سفید کرده است. و اگر واقعا نگران مردمسالاری بودند اینطور نمیبود که در دهه های گذشته هیچگاه انتقادی از مصر و لبنان و تونس و اردن و عربستان سعودی بخاطر شرایط حقوق بشر نکنند و تمام انتقادها و تحریمها را متوجه ایران کنند.

    آقای اوباما وقتی در مصر سخنرانی کرد و خبرنگاری از او درباره وضعیت حقوق بشر در مصر پرسید گفت که نمیخواهد به حکومت آن کشور بر چسبی بزند در حالی که حکومت مصر کارنامه مثبتی داشته است. خب منظور از کارنامه مثبت فقط و فقط سیاست مصر در قبال اسراییل هست تا جایی که مصر غزه را محاصره کرده و از ورود غذا و دارو و تجهیزات دیگر به آن جلوگیری کرده.

    من دو سوال دارم. اول اینکه که چرا تمام توجه شما معطوف ایران هست. عدالت و حقوق بشر اگر خوب است برای تمام مردم دنیا خوب است من جمله برای مردمی که در دیکتاتوری هایی زندگی میکنند که تحت حمایت کشورهای غربی هستند. دولتهای غربی تاثیرشان و نفوذشان بر این کشورها خیلی بیشتر از تاثیر و نفوذشان بر ایران هست (گرچه مسلما در ایران هم بدون تاثیر و نفوذ نیستند). بنابراین حداقل درخواستی که از آنان باید شود این است که از حمایت دیکتاتور های تحت حمایتشان دست بردارند و ملتهای منطقه را به حال خود بگذارند تا سرنوشتشان را خودشان تعیین کنند نه غربی ها.

    ثانیا نگران از این نیستید که اینگونه تعاملها باعث بدنام شدن نهضت های آزادی خواه و حقوق بشر و حقوق زنان در ایران شود؟ منظورم این است که میترسم روزی برسد که مردم ایران فکر کنند که این گروهها از خود مردم ایران نیستند بلکه عمدتا همسو با دولتهای غربی هستند. حکومت ایران هم اگر دلش خواست خیلی راحت میتونه از این حربه برای بدنام کردن آزادیخواهان استفاده کند و متاسفه شاید به تدریج بشود گفت اگر این کار را کرد زیاد به بیراه نرفته است.

    با ارادت و احترام
    بهنام

    • #2 توسط manouchehr در فوریه 7, 2011 - 9:21 ب.ظ.

      Dear Behnam, your comment was so transparent and precise that without exaggeration, it should be a litmus test for any type political
      movement and activism,anywhere in the world , if they suppose to benefit the people and not the ruling elites and power brokers

  2. #3 توسط خلیل در فوریه 11, 2011 - 8:14 ق.ظ.

    سلام

    با نظر بهرام موافقم. بجای درخواست از حکومت ها، سازمان های دموکراتیک را فعال کنید تا دولت ها مجبور به اتخاذ تصمیمات درست شوند.

  3. #4 توسط کارنامه ( محمدعلی نصرتی ) دژخیمی که آدم کشتن برایش از کشتن مگس آسانتر است! در مارس 9, 2011 - 9:39 ب.ظ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: