سالی نکو برای حقوق بشر؟

در یک هفته گذشته دو اتفاق مهم در حوزه وضعیت حقوق بشر ایران در عرصه بین المللی اتفاق افتاده که ضمن اینکه بابت آن، باید جامعه حقوق بشری ایرانی به خود ببالد، در عین حال، بسیار مهم است که چگونه از این دو رویداد استفاده کند؛ پیش از وارد شدن به این بحث، نگاهی دارم به جزییات این دو رویداد:

  1. روز دوشنبه، اول فروردین 1390، شورای اتحادیه اروپا با اجماع همه کشورهای عضو تصویب کرد که علیه کسانی که در نقض شدید حقوق بشر در ایران دست داشته اند، مقررات محدود کننده وضع کند. اگرچه در متن تصمیم از اینکه مقررات یاد شده شامل چه محدودیتهایی می شوند اسم برده نشده اما براساس اوضاع و احوال موجود، حداقل تحریمها علیه این اشخاص، شامل ممنوعیت ورود آنها به تمامی کشورهای عضو اتحادیه اروپا و نیز بستن حسابها و بلوکه کردن تمامی دارایی های آنان در کشورهای اروپایی می شود. اتحادیه اروپا در حال حاضر در حال تهیه معیارهایی است که براساس آنها فهرست ناقضان حقوق بشر در ایران باید تهیه شوند و مورد تحریم قرار گیرند.
  2. هم اکنون تقریبا قطعی است که شورای حقوق بشر سازمان ملل با اجماع کشورهای عضو، برای نظارت بر وضعیت حقوق بشر در ایران، یک گزارشگر ویژه منصوب خواهد کرد. در دوران خاتمی و پس از تغییرات نسبی در فضای سیاسی و مذاکرات سنگین مقامات جمهوری اسلامی با کشورهای عضو سازمان ملل، قطعنامه ای تصویب شد که طبق آن دیگر لزومی به وجود یک گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران نبود. در واقع حالا دوباره (البته بدون در نظر گرفتن تحول ساختارهای حقوق بشری درون سازمان ملل) ما به قبل از دوران خاتمی بر می گردیم که ایران، از معدود کشورهایی بود که به دلیل وخامت وضعیت حقوق بشر، یک گزارشگر ویژه داشت.

به این ترتیب، در فاصله کوتاهی، دو خواست جامعه حقوق بشری ایرانی که به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری 88، بارها و بارها مطرح شده بود، جامه عمل پوشید: تحریمهای حقوق بشری در سطح اتحادیه اروپایی و تعیین گزارشگر ویژه سازمان ملل. نکته ای که در متن هر دو تصمیم، رنگ برجسته ای دارد این است که جمهوری اسلامی نشان داده که حاضر به انجام تعهدات بین المللی و احترام به موازین حقوق بشری نیست؛ پس لازم است با شدت و حدت بیشتری با آن برخورد شود. در واقع، هم اتحادیه اروپا و هم سازمان ملل تصمیم گرفته اند یک قدم فراتر از صدور بیانیه و ابراز نگرانی درمورد وضیعت حقوق بشر در ایران بردارند. در عین حال، متن تصمیم اتحادیه اروپا به وضوح نشان می دهد که رهبران این اتحادیه بر نگرانی درونی خود که اگر در مورد حقوق بشر با ایران با مقررات سفت و سخت برخورد کنند، مقامات ایران، مذاکرات حقوق بشری با آنها را ترک خواهند کرد، فائق آمده اند و به این نتیجه رسیده اند که حتی با وجود تحریمهای حقوق بشری، مذاکرات می تواند ادامه یابد .

این دو تصمیم، که پشت آن روزها و ساعتها تدارک کنفرانس و نشست های خبری و مذاکره و نامه نگاری های فعالان حقوق بشری ایرانی نهفته است، در واقع دو مکانیزم را برای ما فراهم می کند تا با استفاده از آن نقض حقوق بشر در ایران را کاهش دهیم. در واقع اکنون، دو ظرف داریم، که باید با محتوایی که مطلوب ما و مورد نیاز جامعه ایرانی است، پرش کنیم. درواقع سئوال اصلی این است: ما چگونه می توانیم از مکانیزم حضور گزارشگر ویژه استفاده کنیم؟ و از سوی دیگر: چگونه می توانیم اتحادیه اروپا را قانع کنیم که افرادی را که واقعا در نقض شدید حقوق بشر در ایران دست داشته اند، در فهرست تحریمهای ورود به اتحادیه و تحریمهای مالی بگذارد؟

سازمان «عدالت برای ایران»، از چندی پیش، در حال تهیه پرونده های حقوقی علیه ناقضان حقوق بشر در ایران است. تاکنون فهرستهای متعددی درباره ناقضان حقوق بشر ارائه شده است که برخی از آنها در وب سایت کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران(4)، مرکز اسناد حقوق بشر در ایران (5) و نیز، یک فهرست 80 نفره ارائه شده به وسیله دیپلماتهای اروپایی ، منتشر شده است. تلاش ما این است که در کنار آن فهرستها،  این پرونده ها را که شامل جزییات دقیق و مدارک مستند درباره این افراد به علاوه شهادتهای معتبر و ثبت شده از قربانیان این افراد یا شاهدان عینی هستند، با صرف وقت و دقت بسیار و به گونه ای تهیه کنیم  که در هر مرجع بین المللی، چه قضایی و چه فراقضایی قابل استفاده باشد. علاوه بر مدارک و شواهد معتبر، یافتن راههایی که بتوان در موقع مقتضی، از طریق دادگاههای کشورهای اروپایی، برای ناقضان حقوق بشر حکم بازداشت گرفت و این حکم را به اجرا درآورد، بخش دیگر کار ماست. تصمیم اتحادیه اروپا مبنی بر بستن دارایی های این افراد، وظیفه ای دیگر نیز پیش روی ما می نهد و آن، تحقیق و یافتن ارتباطات مالی خارجی ناقضان حقوق بشر و شرکتها و طرفهای تجاری آنها به خصوص در کشورهای اروپایی است. تحقیقی که اگرچه دشوار، اما شدنی است.

با وجود اینکه نقض حقوق بشر در ایران، در همه حوزه ها و به خصوص در مورد اجرای احکام اعدام و نیز حقوق زندانیان سیاسی، با شدت و وخامت بیشتری ادامه دارد، اما برای حقوق بشری های ایرانی، سال با دو عیدی شروع شده؛ عیدی هایی که البته به دلیل تلاشهای بی وقفه خودشان به دست آمده. اگر می خواهیم این بهار نکو، به سالی نکو نیز ختم شود، اگر می خواهیم سال دیگر، این موقع، در زمینه وضعیت حقوق بشر، نه جایی که هستیم باشیم و نه یک قدم عقب تر، بلکه بتوانیم پیروزی های مشخص خود را بشماریم، همین امروز باید برنامه ای دقیق برای استفاده از دو مکانیزم فراهم شده طراحی کنیم. ما باید همانگونه که تاکنون، به اتحادیه اروپا و شورای حقوق بشر سازمان ملل قبولانده ایم که قدمهای موثرتری برای جلوگیری از نقض حقوق بشر در ایران لازم است، همچنان در هرگامی که این نهادها برمی دارند، مداخله موثر داشته باشیم. فهرست های کامل، با پرونده های «محکمه پسند»،  که مدام و با تحولات ایران به روز می شوند، باید از سوی ما، جامعه حقوق بشری ایرانی به اتحادیه اروپا ارائه شوند. در عین حال، باید طرحهایی برای یافتن شرکتها و افرادی که در عین دست داشتن در نقض حقوق بشر، به تجارت بین المللی نیز مشغولند پیدا کنیم. بدون چنین اقداماتی، تصمیم تازه اتحادیه اروپا می تواند در حد یک اقدام نمادین، و نه موثر باقی بماند. فراموش نکنیم که پیش از این نیز اتحادیه اروپا تمامی شرکتهایی را که در فراهم آوردن و صدور تجیهزاتی که در سرکوب مردم به کار می روند، مورد تحریم قرار داده بود اما ما، تا امروز، نتوانسته ایم حتی یک شرکت اروپایی یا چندملیتی را پیدا کنیم و با مدارک معتبر، به اتحادیه اروپا معرفی کنیم تا مشمول این تصمیم شود.

«عددالت برای ایران»، امیدوار است بتواند در سال جدید، بخشی از این مشقهای نانوشته را انجام دهد و در این راه، از همه کسانی که اطلاعاتی در زمینه ناقضان حقوق بشر در ایران دارند، همچنان و یک بار دیگر درخواست کمک می کند.

  1. #1 توسط nazer در مارس 23, 2011 - 8:10 ب.ظ.

    morede aval ke hanooz tasvib nashiode, please check your facts frst

  2. #2 توسط بهنام در مارس 24, 2011 - 7:27 ب.ظ.

    من در سال هزار و نهصد نود یک و سال نود دو ی میلادی مدارکی رو (شامل اصل مدرک رسمی به علاوه ترجمه رسمی) در مورد وضعیت زنان به بازپرس ویژه سازمان ملل که در آن زمان آقای رینالدو گالیندو پول بود فرستادم . بعد از اون همیشه در شک بوده ام که آیا کار درستی بود یا نه چون به نظرم ایرانیان باید به خودشان اتکا کنند بجای اینکه دل به غربی ها ببندند.

    قضاوت درباره اینکه آیا این واقعه ای که شما ذکر کرده اید برای حقوق بشر یک موفقیت بزرگ هست یا نه را باید به آینده موکول کرد. ولی قضاوت درباره گذشته هم ساده نیست. در اواخر دهه هشتاد میلادی و قسمتی از دهه نود میلادی هر سال گزارشگر ویژه ای به ایران میرفت و گزارشی مینوشت که هم ادعا ها و مدارک مخالفان و هم پاسخ حکومت به آن ادعاها و مدارک و شواهد حکومت را منعکس میکرد. ایران هم تقریبا سالی یک بار در مجمع عمومی سازمان ملل به نقض گسترده حقوق بشر محکوم میشد. هر سال هم ایران شانه اش را تکانی میداد و کارش را ادامه میداد. فضا همچنان بسته می ماند. روز از نو روزی از نو.

    سوال درباره گذشته اینه: آیا این پروسه فایده ای داشت؟ جواب این سوال رو نمیدونم ولی این رو میدونم که باعث باز شدن فضای ایران نشد. اقدام هایی که آقای خاتمی و اصلاح طلبان برای بازکردن فضا انجام دادند تا آنجا که من میدانم ربطی به این فرایند نداشت. بر ملا شدن عاملان قتلهای زنجیره ای هم همانطور. عوامل درونی و خود جوش بودند که به باز شدن مقطعی فضای سیاسی و مطبوعاتی انجامیدند نه اقدامات و همکاری خارجیان.

    تنها موردی که من میدانم که کار خارجی ها احتمالا تاثیری داشت مربوط به مساله سنگسار بود. اروپایی هنگام مذاکرات برای بهبود روابط اقتصادی با ایران خواستار لغو آن شده بودند و ایران هم آنرا لغو کرد. آیا نمونه های دیگری هم هستند؟ سنگسار هم در آن زمان به گمان من بیشتر مشکل خارجی ها بود تا خود ایرانی ها. در آن زمان جبشی که الان برای رفع سنگسار در ایران بوجود آمده وجود نداشت. اگر ایرانی ها خودشان دست به کار شده بودند احتمالا میتوانستند همان نتیجه را بدست بیاورند.

    با تشکر و احترام
    بهنام

  3. #3 توسط بهنام در آوریل 5, 2011 - 8:38 ب.ظ.

    یک نکته دیگر: عامل دیگری برای تشخیص اینکه چنین اقداماتی موثر هستند یا نه میتواند میزان فشار بین الملی بر ایران باشد. آیا ایران الان بیشتر از دهه هشتاد و نود میلادی تحت فشار و انزوا است؟ اگر اینطور هست شاید این عاملی باشد برای اینکه ایران بخواهد در زمینه حقوق بشر کمتر در انزوا باشد.

    اما اینگونه نیست. فشارهای علیه ایران از دهه های گذشته خیلی کمتر است. در دهه هشاد تمام تبلیغات و تحریمهایی که الان علیه ایران هست هم بود. اما چند فرق عمده وجود داشت.

    الف — نفت بسیار ارزان بود و عواید ایران کم. الان بر عکس هست.
    ب — جنگ با عراق ایران را بسیار ضعیف کرده بود ولی ایران الان دستگاه نظامی اش را بازسازی کرده
    ج — افغانستان و عراق با ایران دشمن بودند و روابط با ترکیه سرد بود. الان هر سه کشور همسایه با ایران دوستند و مبادلات تجاری زیادی با آنها انجام میگیرد
    د — اکنون ایران در لبنان و افغانستان عمق استراتژیک دارد. شکست اسراییل در رسیدن به اهداف نظامی اش در لبنان این مساله رو تقویت کرد
    ه — رژیم مبارک در مصر دشمن ایران بود. هر کشوری که در جهان عرب مردمی تر شود روابطش با ایران بهتر میشود چون کمتر تحت سلطه آمریکا خواهد بود.
    و — چین نسبت به دهه هشتاد بسیار قوی تر شده و روابط ایران با چین خوب است.

    حاکمان ایران الان از اعتماد به نفس بر خوردار هستند و شاید به همین علت بود که جرات کردند که یارانه ها را بردارند. سبز ها و اصلاح طلبان هم ظاهرا برای قشر محافظه کار و تند روی نظام خطری در بر ندارند و کاملا خنثی شده اند.

    خلاصه مطلب اینکه اگر در دهه های گذشته محکوم کردن ایران در سازمان ملل رویه حقوق بشری ایران را عوض نکرد بعید به نظر می آید که الان با اعتماد نفسی که نظام دارد تاثیری داشته باشد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: